|
کلاس عشق ما دفتر ندارد شراب عاشقي ساغر ندارد بدو گفتم که مجنون تو هستم هنوز آن بي وفا باور ندارد آدم عزیزانشو فراموش نمیکنه بلکه به ندیدنشون عادت میکنه.....تقدیم به کسی که عادت به ندیدنش مثل فراموش کردنش غیرممکنه
تو كه میدونی من زیاد به خیابونا وارد نیستم . . . . . میشه بگی از كدوم طرف میشه قربونت برم؟؟
بايد در زندگي همچون دريا بود تا اگر با سنگهاي سخت برخورد کرديم ، سنگها در عمق ما محو شوند نه ما در عمق سنگها + نوشته شده در شنبه یکم تیر 1387 15:56 توسط امین |
واسه به تو رسیدن نکنه که دیر بشه نکنه یه وقتی خوابم واسه تو تعبیر بشه نکنه یه وقت پاییز بشنوه ودلگیر بشه دل من باچشمای یکی دیگه اسیر بشه باز مثه همیشه گرمای هوای تیر بشه شاید اینجوری خدا کمک کنه تعمیر بشه حالا تو دلت می خواد که باغ من کویر بشه همه گفتن که الهی عاشق تو پیر بشه نذار که برای اشتی از این بیشتر دیر بشه هم خونه!!! کلبه ام از نام تو پر است گوشه،گوشه دیوارها از تو یاد گاری دارم تمام هستی ام تویی این هستی با وجودتوبا من می ماند مروکه زندگی ام به نگاهت بسته شده گر روی خاطراتم را از کدام قلبم پاک کنم قلبی که دیگر نمی زند با من باش که نبودنت،نیستی ام را امضا می کند + نوشته شده در جمعه سی و یکم خرداد 1387 17:14 توسط امین |
اینم دوعاشق دوست داشتنی ... + نوشته شده در چهارشنبه هشتم خرداد 1387 15:59 توسط امین |
یادته بهم گفتی دوسم داری؟ يادته بهم گفتي دوسم داري؟ يادته گفتي عاشق مني؟ يادته گفتم آخر تنها ميشم؟ يادته گفتي تنهات نميذارم؟ يادته گفتي هميشه با مني؟ يادته گفتم ازياد آخر ميرم؟ يادته گفتي دلت پيش منه؟ يادته گفتم اينا حرفه همه؟ يادته گفتي من دوستت دارم؟ يادته گفتم که باور ندارم؟ يادته گفتم اين عشق تا کجاست؟ يادته گفتي تا نفس با ماست؟ يادته گفتم که باور ندارم؟ يادته گفتي که آره حق دارم؟ حالا ديدي که همش حرف بودفقط؟ حالا فهميدي همش ادعا بود؟ + نوشته شده در سه شنبه هفتم خرداد 1387 11:46 توسط امین |
+ نوشته شده در شنبه چهارم خرداد 1387 15:10 توسط امین |
شب بودوباران درهوای خویش می گریید
هرلحظه خودرامی تکاندو آه می نالید قلبش، تپش ها، کندتر،او،دلهره آری بیچاره عشق وعاشقی دراو دگرباری سرسبزی اش درپای عشق زردبود و زرد آری درست است عاشق پردرد بود و درد درچرخش چشمان او خواهش سکونت داشت یک لحظه اوتنها برای عشق فرصت داشت باران وبشنو که تورا من دوست می دارم با هرنفس از عشق تومن سخت می بارم اما که عشقش خود اسیر قلب شیدایی باید بماند منتظر بااشک وتنهایی..... + نوشته شده در جمعه سوم خرداد 1387 12:49 توسط امین |
کاش میشد پرده شرم وحیارا به کناری بزنم تا بگویم باتو آنچه دردل دارم کاش می شد درپس یک لبخند بانگاهی به تو می فهماندم که چه در سر دارم کاش می شد که مرا می دیدی با چه احساس قشنگی به تو می اندیشم کاش می شد با یک لبخند ملیح دعوتم می کردی بر سرسفره میعادی دگر وبه من می گفتی آنچه دردل داری ..... + نوشته شده در جمعه سوم خرداد 1387 11:37 توسط امین |
دستمال كاغذي به اشك گفت: قطره قطره ات طلاست...يك كم از طلاي خود حراج مي كني؟ عاشقم...با من ازدواج مي كني؟ اشك گفت: ازدواج اشك و دستمال كاغذي! تو چقدر ساده اي خوش خيال كاغذي! توي ازدواج ما تو مچاله مي شوي...چرك مي شوي و تكه اي زباله مي شوي پس برو و بي خيال باش...عاشقي كجاست! تو فقط دستمال باش! دستمال كاغذي، دلش شكست گوشه اي كنار جعبه اش نشست گريه كرد و گريه كرد و گريه كرد در تن سفيد و نازكش دويد...خون درد آخرش... دستمال كاغذي مچاله شد مثل تكه اي زباله شد او ولي شبيه ديگران نشد چرك و زشت مثل اين وآن نشد رفت اگرچه توي سطل آشغال پاك بود و عاشق و زلال او... با تمام دستمال هاي كاغذي، فرق داشت چون كه در ميان قلب خود دانه هاي اشك كاشت... ع.ن + نوشته شده در شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387 14:15 توسط امین |
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1387 20:9 توسط امین |
دیروز به یاد تو آن عشق دل انگیز...بر پیکر خود پیرهن سبز نمودم... در آینه بر صورت خود خیره شدم باز...بند از سر گیسویم آهسته گشودم... عطر آوردم بر سر سینه فشاندم...چشمانم را ناز کنان سرمه کشاندم... افشان کردم زلف را بر سر شانه...در کنج لبم خالی آهسته نشاندم... گفتم به خود آنگاه صدافسوس که او نیست...تا مات شود زین همه افسونگری ناز... چون پیرهن سبز ببیند به تن من...با خنده بگوید که چه زیبا شده ای باز... اونیست که در مردمک چشم سیاهم...تا خیره شود عکس رخ خویش ببیند... این گیسوی افشان به چه کار آیدم...امشب کو پنجه ی او تا که در آن خانه گزیند...اونیست که بوید چو در آغوش من افتد ...دیوانه صفت عطر دلآویز تنم را... ای آینه مردم من از این حسرت و اندوه...اونیست که بر سینه فشارد بدنم را... من خیره به آیینه و او گوش به من داشت ...گفتم که چه سان حل کنی این مشکل ما را...بشکست و فغان کرد که از شرح غم خویش...ای زن چه بگویم که شکستی دل مارا...
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1387 19:21 توسط امین |
1. هرگز لبخند رو ترک نکن، حتي وقتي ناراحتي، چون هر کسي امکان دارد عاشق لبخند تو شود 2. خدا جون وقتي مرا نقاشي مي کردي زيبا نقاشي ام کردي ممنون!!! سالم نقاشي ام کردي باز هم ممنون... با غرور نقاشي ام کردي باز هم ممنون... ولي آخه خدا جونم چرا تنها نقاشي ام کردي؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ 3. بوســـــــــــــــــــــه بوسه يعني وصل شيرين دو لب بوسه يعني خلسه در اعماق شب بوسه يعني لذت از دلـــــــدادگي لذت از شب،لذت از ديوانـــــگي بوسه آغـــازي براي مـــا شدن لحظه اي با دلبري تــنـــــها شدن بوسه آتش ميزندبرجسم وبرجان بوسه يعني عشق من،با من بمان طعم شيرين عسل از بوسه است پاسخ هر بوسه اي يک بوسه است بوسـه يعني عشق و آوازوسرود بوســـه را تـــــکرار مي بايد نمود 4. آرامش آن چيزي نيست که در مکاني بي سر و صدا ، بي مشکل ، بي کار سخت يافت مي شود ، چيزي است که مي گذارد در ميان شرايط سخت ، آرامش در قلب ما حفظ شود.اين تنها معناي حقيقي آرامش است 5. گاه به انتظار واژه اي مي نشيني كه شنيدنش برايت آرزوست. گاه واژه اي به تنهايي سرنوشتي را عوض مي كند . گاه يك نگاه تقديرت را در يك لحظه براي هميشه رقم مي زند . گاه با ريختن تنها يك قطره اشك محبتي مي شكفد كه هيچگاه پژمرده نمي شود . گاه آهي از دل بر مي خيزد كه عشق ويران شده اي را بار ديگر مي سازد. گاه گوش هايت ندايي مي شنوند كه تو در ترديد حقيقتش غوطه ور 6. چه بسيارند کساني که هميشه حرف مي زنند بي آنکه چيزي بگويند و چه اندکند کساني که حرفي نمي زنند اما بسيار مي گويند. دکتر علي شريعتي 7. هر 3 ثانيه يکي تو دنيا ميميره بشمار1 2 3 همين الان يکي مرد يادت باشه يکي از اين 3 ثانيه ها نوبت من و توه 8. خيلي ها مترسك رو دوست ندارند چون پرنده ها رو مي ترسونه ولي من دوسش دارم چون تنهايي رو درك مي كن 9. خدايا به من توفيق عشق بي هوس- تنهايي در انبوه جمعيت-دوست داشتن بدان آنکه دوست بداند عطا کن.. 10. انسان مانند يک هواپيماي سه موتوره است که موتور وسط ارتباط با خدا، موتور دست راست ارتباط باخود (اعتمادبه نفس) و موتور دست چپ ارتباط باديگران است. درصورت روشن بودن اين سه موتور انسان اوج مي گيرد ... 11. جملات رمانتيک ويژه پيچوندن : - آرزوي من خوشبختي توست، با من باشي يا نباشي فرقي نميکنه!! - خودم هم نمي دونم چيکار ميخوام بکنم.نميخوام تو به آتيش من بسوزي!!! - تو هم خوشگلي،هم باهوشي،هم زرنگي.. .آدمهايي خيلي بهتر از من گيرت مياد!! - ما مدلهاي ذهنيمون با هم فرق ميکنه!! هيچ پروسيجري براي تلفيق اين دو مدل نداريم 12. زندگي دفتري از خاطرهاست ... يک نفر در دل شب ، يک نفر در دل خاک ... يک نفر همدم خوشبختي هاست ، يک نفر همسفر سختي هاست ،چشم تا باز کنيم عمرمان مي گذرد... ما همه همسفريم 13. كاش مي شد سه چيز را از كودكان ياد بگيريم: بي دليل شاد بودن و پاي كوبيدن* هميشه سرگرم كار بودن و بيهوده ننشستن* حق و خواسته خود را با تمام وجود خواستن و فرياد زدن 14. هيچ کس اشکي براي ما نريخت / هر که با ما بود از ما مي گريخت چند روزي هست حالم ديدنيست / حال من از اين و آن پرسيدنيست گاه بر روي زمين زل مي زنم / گاه بر حافظ تفاءل مي زنم حافظ ديوانه فالم را گرفت / يک غزل آمد که حالم را گرفت: ما زياران چشم ياري داشتيم *** خود غلط بود آنچه مي پنداشتيم 15. دراين بازار نامردي به دنبال چه ميگردي؟ نمي يابي نشان هرگز توازعشق وجوانمردي! بروبگذر از اين بازار" ازاين مستي وطنازي ! اگرچون کوه هم باشي در اين دنيا تو مي بازي 16. دو خط موازي هيچ وقت به هم نمي رسن ، مگر اينکه يکيشون واسه ديگري بشکند ، پس من ميشکنم فقط به خاطر تو . 17. عميق ترين درد در زندگي مردن نيست بلکه نداشتن کسي است که الفباي دوست داشتن را برايت تکرار کند و تو از او رسم محبت بياموزي 18. از خدا خواستمت..نه از خودت.. اگه يه روزي ترو ازم بگيره هيچي نميتونم بگم چون خودش ترو داد و خودشم گ رفته.. اگه يه روزي نشه که ديگه باتو باشم .. ميام اينجا فقط مينويسم: خدا نخواست ما باهم باشيم... ولي بدون اون روز روز مرگ عشق منه 19. عشق يعني گم شدن در کوي دوست هر چه در دل ارزوست 20. سلام،ميدوني رفيق؟ اگه حماقت وجود نداشت دانايي هم معني نداشت. اگه زشتي نبود زيبايي هم بي معني بود. ميبيني؟ دنيا به تو هم نياز داره + نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1387 18:10 توسط امین |
سرکار گذاشتن مردم در کارخانه تخم مرغ . خیلی جالب و خنده داره ! + نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1387 18:3 توسط امین |
مثل باران خنده هايت ديدني است
شهر خاموش صدايت ديدني است مهرباني معني لبخند توست خنده هايت بي نهايت ديدني است
دوست ها تيكه هايي از پازل اند كه از يكيش كم بشه هيچي جاشو نميگير ه و اون پازل هيچ وقت كامل نميشه ... تو يكي از همون تيكه هايي كه هيچ وقت گمت نميكنم
ميدونم تا مسيج مياد دعا ميكني كه من باشم ميخواستم بگم
دعات مستجاب شد
تقصير دلم چيست اگر روي تو زيباست
حاجت به بيان نيست که از روي تو پيداست من تشنه يک لحظه تماشاي تو هستم افسوس که يک لحظه تماشاي تو روياست
لبريزتر از هزار پيمانه شديم ديوانهتر از هزار ديوانه شديم ديديم گلي به روي ما ميخندد از پيله درآمديم و پروانه شديم
زندگي فرصت بس کوتاهيست...تا بدانيم که مرگ... آخرين نقطه پرواز پرستو ها نيست...مرگ هم حادثه است...مثل افتادن برگ که بدانيم پس از خواب زمستاني خاک... نفس سبزبهاري جاريست
هرچي عشقه توي دنيا من ميخواستم مال ما شه
اما تو هيچ وقت نذاشتي بين ما غصه نباشه فکر ميکردم با يه بوسه با تو هم خونه مي مونم نمي دونستم نميشه اخه بي تو نمي تونم گله ميکنم من از تو از تو که خيلي بي رحمي هزار بار مردم از عشقت توکه هيچ وقت نمي فهمي
چه کسي ميداند که تو در پيله ي تنهايي خود تنهايي؟
چه کسي ميداند که تو در حسرت يک روزنه در فردايي؟ پيله ات را بگشا، تو به اندازه ي يک دنيايي!!
در ذهن نيافرينمت مي ميرم
از شاخه اگر نچينمت مي ميرم اي عادت چشم هاي بي حوصله ام يک روز اگر نبينمت مي ميرم.
تقديم به آنکه دارمش دوست
تقديم به آن که قلبم از اوست اگر مهتاب از تن بر کند پوست جدا هرگز نگردد يادم از دوست
ميدوني آدما بين الف تا ي قرار دارند. بعضي ها مثل " ب " برات ميميرند، مثل " د " دوستت دارند، مثل " ع " عا شقت ميشوند، مثل " م " منتظر مي مونند تا يه روز مثل " ي " يارت بشن.
هر کي اومد پيش من يه ذره جاتو نگرفت....هيچ ادايي جاي اون نازو اداتو نگرفت....پيش هر نقاشي رفتم تو رو نقاشي کنه، روي هر بومي زدم رنگ چشاتو نگرفت...
**************
فکر مي کرديم عاشقي هم بچگيست... اما حيف اين تازه اول يک زندگيست... زندگي چيزيست شبيه يک حباب.. عشق آباديه زيبايي در سراب... فاصله با آرزو هاي ما چه کرد... کاش مي شد در عاشقي هم توبه کرد.
**************
ماهي شده بود باورش , تور اگه بندازن سرش , ميشه عروس ماهيا , شاه ماهي ميشه همسرش , ماهيه باورش نبود , تور اگه بندازن سرش , نگاه گرم ماهيگير ميشه نگاه آخرش.
**************
رفتنت آغاز ويرانيست حرفش را نزن ، ابتداي يک پريشاني است حرفش را نزن ، دوست داري بشکني قلب پريشان مرا ، دل شکستن کار آساني است حرفش را نزن.
پرسيدي : منو بيشتر دوست داري يا همه زندگيتو ؟
گفتم : همه زندگيمو قهر کردي و رفتي و هرگز نفهميدي که همه زندگيمي.
تو کتاب خوندم سيگار بده ديگه نکشيدم
تو کتاب خوندم دروغ بده ديگه نگفتم تو کتاب خوندم عشق بده ديگه کتاب نخوندم **************
شايد آن روز که سهراب نوشت : تا شقايق هست زندگي بايد کرد خبري از دل پر درد گل ياس نداشت بايد اينجور نوشت هر گلي هم باشي چه شقايق چه گل پيچک و ياس زندگي اجبارست!!!
**************
*ميدوني چرا وقتي گريه ميکني چشمت رو مي بندي؟ وقتي ميخواي بخندي،وقتي ميخواي کسي رو ببوسي وقتي ميخواي تو رويا بري چشمت رو مي بندي؟ چون قشنگترين چيزاي اين دنيا ديدني نيستند.
**************
ويرانه نه آن است که داريوش بنا کرد ويرانه نه آن است که اسکندر فرو ريخت ويرانه آن دل ماست که با هر نگاه تو ??? بار بنا گشت و دگر بار فرو ريخت.
**************
گويند غروب جايي است که آسمان زمين را مي بوسد امشب برايت غروب ميکنم آسمان من کجايي؟
**************
من تو را پرسيدم : ايا خدا تنهاست؟ گفتي خدا هر جا همراه آدم هاست، گفتي خدا خوب است، گفتي که زيباروست، هر انچه ما داريم گفتي فقط از اوست
************** بهترين لذت دنيا زمانيه که اصلا انتظارش رو نداري و زيباترين اونا دوست داشتن است . پس حالا که انتظارش رو نداري، دوستت دارم + نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1387 17:57 توسط امین |
خداوندا،دوستانی دارم که دراعماق قلبم جای دارند، آنان شایسته محبتندویادشان مایه آرامش است؛ درمیان خلق، معدن خیرندو دارنده پاک ترین خصوصیات؛ پس ای خدای من آنانرااکرام کن وبر صفات نیک آنان بیفزای. + نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1387 16:22 توسط امین |
هیچ گاه فاصله ها حریف خاطره ها نیستند............
۱- تقسیر دلم چیست اگر روی توزیباست حاجت به بیان نیست که از روی تو پیداست من تشنه ی یک لحظه تماشای تو هستم افسوس که تماشای تورویاست. ۲- ای که دور از منو در یاد منی .باخبر باش که دنیای منی.شادیت شادی من،غصه ات غصه ی من،قلب من خانه تو خانه ات قلب من. ۳- آن که می گفت زیک گل نشود فصل بهار، چه خبرداشت که همچون تو گلی میروید ۴- گر جفای روزگارتکه کند قلب مرا، روی هر تکه نویسم اسم زیبای تورا. ۵- در گلستان وجودم ندهد هیچ گلی بوی تورا تو گل عشق منی از دورمی بوسم تورا. ۶- دوست داشتن همیشه به گفتن نیست. گاهی سکوت است گاه نگاه. ۷-کاش تار بودم تا آهنگ دوست داشتن را برایت بنوازم. کاش خار بودم تا چشم دشمنانت راکور کنم،.افسوس نه تارم، نه خارم،.هرچه هستم دوستت دارم. + نوشته شده در چهارشنبه چهارم اردیبهشت 1387 15:5 توسط امین |
|